قسمت ۵۱

“مدیرى که کسب و کار را واقعا خوب اداره مى کند خواب نما نمى شود که << از امروز مى خواهم بار هزینه را سبک کنم>>.این حرف مثل آن است که خواب نما شود و تصمیم بگیرد تمرین نفس کشیدن کند.”

زمان مایه کوبى فرداى ابتلا به بیمارى نیست.در عالم کسب و کار بخش عمده ى مدیریت حالت واکنشى دارد. وارن هوادار مدیریت کنشى است-یعنى سر و سامان دادن به مسئله ى محتمل پیش از آن که معضل شود. در این گونه مدیریت از ابتدا هزینه ها را مهار مى کنند و به این ترتیب نمى گذارند باروتشان خیس و قدرت دفاعشان از دست برود در ضمن وقتى اوضاع روبه راه است سودشان بیش تر مى شود.

وارن دفتر مرکزى بر کشایر را میانگین با هفده نفر اداره مى کند. وارن واعظ غیر متعظ نیست و به آن چه مى گوید عمل مى کند.اگر جایى خواندى که شرکتى طرح کاهش هزینه را آغاز کرده بدان که مدیریت آن از ابتدا به مهار کردن هزینه ها بى توجه بوده است به نظر تو شرکتى که مدیریتش عنان هزینه ها را در اختیار ندارد چگونه شرکتى است؟ آیا خواهد توانست براى سهام دارانش مایه اى فراهم کند؟

قسمت ۵۲

“اى کاش مى توانستیم با یک میلیون دلار محبت بخریم، اما تنها راه محبوب شدن این است که دوست داشتنى باشى در معادله ى محبت بیش از آنچه مى دهى مى گیرى اگر هیچ ندهى هیچ نخواهى گرفت. من هیچ کس را نمى شناسم که  قادر به جذب محبت دیگران نباشد اما احساس توفیق کند و برعکس.”

در زندگى شخصى وارن عشق و محبت جایگاهى والا دارد و او این نگرش را به کسب و کار و فلسفه ى مدیریت خویش نیز تسرى داده است. او فقط کسانى را استخدام مى کند که به کارشان عشق مى ورزند، زیرا اگر عاشق کارت باشى با دیگران خوب تا مى کنى طورى که آن ها نیز به نوبه ى خود عاشق کارشان خواهند شد. وارن اگر لغزشى از مدیرانش ببیند هرگز آن ها خوار نمى کند به جاى این کار آن ها را تشویق مى کند دل نگران لغزش ها نباشند و به کسب و کار بچسبند. محبت و احترام او به مدیرانش چنان ریشه دار است که در کار و مسؤلیت خود کاملا طرف اعتمادند. او اختیار کار را یکسره به آن ها سپرده است و همین اعتماد در آن ها به شدت ایجاد مسئولیت مى کند. وارن بى وقفه مى گوید از تیم مدیریتش سربلند است و به آن افتخار مى کند و هرگز فرصت ستودن آن ها را در حضور جمع از دست نمى دهد. این است راز جذب بهترین و هوشمندترین مدیران دنیا.مهرورزى و احترام زاینده ى مهر و احترام و نخستین گام در راه کسب موفقیت است.

قسمت ۵۳

“ما از روش کار بیش از نتیجه ى آن لذت مى بریم، گرچه من یاد گرفته ام که با نتایج کار نیز کنار بیایم.”

کسانى که در تب و تاب عشق به شغل خود مى سوزند مى خواهند حاکم بلامنازع کسب و کار یا حرفه ى خود باشند زیرا روش کار را بیش از پول دوست دارند نکته ى جالب عشق و تعصب این است که پول به دنبال آن مى آید.

کسانى که پول را بیش تر از کارشان دوست دارند زندگانى را در بینوایى مى گذرانند و سرانجام سودى عایدشان مى شود که بسیار کم تر از مقدارى است که اگر به نداى دل خود گوش داده بودند گیرشان مى آمد.مهم ترین نکته درباره ى داشتن عشق و دلبستگى به کار این است که شغل واقعا کار نیست،سرگرمى است. وارن همیشه گفته کارش را به قدرى دوست دارد که حاضر است چیزى بدهد و کارش را نگه دارد.اما ناچار از این کار نیست،چون از انجام دادن کارهایى که دوست دارد خروارها پول جمع مى کند.